فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 160
خوش است خلوت اگر يار يار من باشد ، نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگين سليمان به هيچ نستانم ، که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد روا مدار خدايا که در حريم وصال ، رقيب محرم و حرمان نصيب من باشد هماي گو مفکن سايه شرف هرگز ، در آن ديار که طوطي کم از زغن باشد بيان شوق چه حاجت که سوز آتش دل ، توان شناخت ز سوزي که در سخن باشد هواي کوي تو از سر نمي رود آري ، غريب را دل سرگشته با وطن باشد
به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
،
چو غنچه پيش تواش مهر بر دهن باشد
تعبیر:
رنج و بلا را باید تحمل کرد و از آن نهراسید. اگر به کار و هدف خود ایمان داری باید صادقانه تلاش کنی. چنانچه در راه رسیدن به مقصود مجبور به گفتن دروغ و اعمال ناپسند شدی، بهتر است که آن را رها کنی و ایمان خود را برای مال و منال دنیوی از دست ندهی. دقیق و محتاط و عاقبت اندیش باش.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 326
در نهانخانه عشرت صنمي خوش دارم ، کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم عاشق و رندم و ميخواره به آواز بلند ، وين همه منصب از آن حور پريوش دارم گر تو زين دست مرا بي سر و سامان داري ، من به آه سحرت زلف مشوش دارم گر چنين چهره گشايد خط زنگاري دوست ، من رخ زرد به خونابه منقش دارم گر به کاشانه رندان قدمي خواهي زد ، نقل شعر شکرين و مي بي غش دارم ناوک غمزه بيار و رسن زلف که من ، جنگ ها با دل مجروح بلاکش دارم
حافظا چون غم و شادي جهان در گذر است
،
بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
تعبیر:
روزگار شاد و خوشی در انتظار تو است. قدر لحظات خوب زندگی را بدان. نگرانی و اضطراب را از خود دور کن. به خانواده و دوستان خود اعتماد کن. رنج و سختی روزگار به سرعت باد می گذرد. از آنها برای زندگی خود تجربه ای کسب کن. به شادی های زندگی فکر کن.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 317
فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم ، بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق ، که در اين دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برين جايم بود ، آدم آورد در اين دير خراب آبادم سايه طوبي و دلجويي حور و لب حوض ، به هواي سر کوي تو برفت از يادم نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست ، چه کنم حرف دگر ياد نداد استادم کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت ، يا رب از مادر گيتي به چه طالع زادم تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق ، هر دم آيد غمي از نو به مبارک بادم مي خورد خون دلم مردمک ديده سزاست ، که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک
،
ور نه اين سيل دمادم ببرد بنيادم
تعبیر:
خود را گرفتار غم و محنت می بینی و از روزگار گله و شکایت داری. خود را در عشق شکست خورده می بینی. اینها همه نشانه های یأس است. زندگی به پایان نرسیده است. یأس و ناامیدی را از خود دور کن. پایان شب سیاه، سپیدی روز است.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 74
حاصل کارگه کون و مکان اين همه نيست ، باده پيش آر که اسباب جهان اين همه نيست از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است ، غرض اين است وگرنه دل و جان اين همه نيست منت سدره و طوبي ز پي سايه مکش ، که چو خوش بنگري اي سرو روان اين همه نيست دولت آن است که بي خون دل آيد به کنار ، ور نه با سعي و عمل باغ جنان اين همه نيست پنج روزي که در اين مرحله مهلت داري ، خوش بياساي زماني که زمان اين همه نيست بر لب بحر فنا منتظريم اي ساقي ، فرصتي دان که ز لب تا به دهان اين همه نيست زاهد ايمن مشو از بازي غيرت زنهار ، که ره از صومعه تا دير مغان اين همه نيست دردمندي من سوخته زار و نزار ، ظاهرا حاجت تقرير و بيان اين همه نيست
نام حافظ رقم نيک پذيرفت ولي
،
پيش رندان رقم سود و زيان اين همه نيست
تعبیر:
این زندگی چند روزه ارزش رنج کشیدن و خون دل خوردن را ندارد. به آنچه داری قانع باش و عمر عزیز را در راه رسیدن به آرزوهای دست نیافتنی تلف نکن. عزت نفس خود را از دست نده و منت نامردان را نکش.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 37
بيا که قصر امل سخت سست بنيادست ، بيار باده که بنياد عمر بر بادست غلام همت آنم که زير چرخ کبود ، ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادست چه گويمت که به ميخانه دوش مست و خراب ، سروش عالم غيبم چه مژده ها دادست که اي بلندنظر شاهباز سدره نشين ، نشيمن تو نه اين کنج محنت آبادست تو را ز کنگره عرش مي زنند صفير ، ندانمت که در اين دامگه چه افتادست نصيحتي کنمت ياد گير و در عمل آر ، که اين حديث ز پير طريقتم يادست غم جهان مخور و پند من مبر از ياد ، که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي ، که بر من و تو در اختيار نگشادست مجو درستي عهد از جهان سست نهاد ، که اين عجوز عروس هزاردامادست نشان عهد و وفا نيست در تبسم گل ، بنال بلبل بي دل که جاي فريادست
حسد چه مي بري اي سست نظم بر حافظ
،
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
تعبیر:
آرزوهای دست نیافتنی و دور و دراز تو را دچار دردسر خواهد کرد. انسانی آزاد و رها باش و خود را از قید تعلقات دنیوی رها کن زیرا نعمت و شادی دنیا زودگذر است و همیشگی نیست. در زندگی میانه رو و قانع باش تا از آن لذت ببری.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 207
ياد باد آن که سر کوي توام منزل بود ، ديده را روشني از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک ، بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود دل چو از پير خرد نقل معاني مي کرد ، عشق مي گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود آه از آن جور و تطاول که در اين دامگه است ، آه از آن سوز و نيازي که در آن محفل بود در دلم بود که بي دوست نباشم هرگز ، چه توان کرد که سعي من و دل باطل بود دوش بر ياد حريفان به خرابات شدم ، خم مي ديدم خون در دل و پا در گل بود بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق ، مفتي عقل در اين مساله لايعقل بود راستي خاتم فيروزه بواسحاقي ، خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود
ديدي آن قهقهه کبک خرامان حافظ
،
که ز سرپنجه شاهين قضا غافل بود
تعبیر:
افسوس گذشته را مخور. آنچه از گذشته باقی می ماند، خاطره است. خاطرات خوب را چراغ راه آینده قرار بده و بصیر و بینا باش تا راه رفته را دوباره طی نکنی.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 348
ديده دريا کنم و صبر به صحرا فکنم ، و اندر اين کار دل خويش به دريا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهي ، کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مايه خوشدلي آن جاست که دلدار آن جاست ، مي کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم بگشا بند قبا اي مه خورشيدکلاه ، تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم خورده ام تير فلک باده بده تا سرمست ، عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم جرعه جام بر اين تخت روان افشانم ، غلغل چنگ در اين گنبد مينا فکنم
حافظا تکيه بر ايام چو سهو است و خطا
،
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
تعبیر:
کار امروز را به فردا وامگذار که برای هرروز کار خاصی در نظر گرفته شده است . سعی کن در انجام کارها تعلل نکنی و هر کاری را به موقع انجام دهی.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 216
آن يار کز او خانه ما جاي پري بود ، سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود دل گفت فروکش کنم اين شهر به بويش ، بيچاره ندانست که يارش سفري بود تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد ، تا بود فلک شيوه او پرده دري بود منظور خردمند من آن ماه که او را ، با حسن ادب شيوه صاحب نظري بود از چنگ منش اختر بدمهر به دربرد ، آري چه کنم دولت دور قمري بود عذري بنه اي دل که تو درويشي و او را ، در مملکت حسن سر تاجوري بود اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت ، باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرين ، افسوس که آن گنج روان رهگذري بود خود را بکش اي بلبل از اين رشک که گل را ، با باد صبا وقت سحر جلوه گري بود
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
،
از يمن دعاي شب و ورد سحري بود
تعبیر:
از آرزو و هدف خود دور افتاده ای. از دوست عزیز خود دور مانده ای و آرزوی دیدن او را داری. نا امید نباش. باز هم می توانی با صداقت و صمیمیت و دعا، شاهد مقصود را در بر گیری.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 107
حسن تو هميشه در فزون باد ، رويت همه ساله لاله گون باد اندر سر ما خيال عشقت ، هر روز که باد در فزون باد هر سرو که در چمن درآيد ، در خدمت قامتت نگون باد چشمي که نه فتنه تو باشد ، چون گوهر اشک غرق خون باد چشم تو ز بهر دلربايي ، در کردن سحر ذوفنون باد هر جا که دليست در غم تو ، بي صبر و قرار و بي سکون باد قد همه دلبران عالم ، پيش الف قدت چو نون باد هر دل که ز عشق توست خالي ، از حلقه وصل تو برون باد
لعل تو که هست جان حافظ
،
دور از لب مردمان دون باد
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است. به خاطر موفقیتهایت مورد توجه دیگران قرار خواهی گرفت. مراقب باش کبر و غرور تو را از راهی که در پیش داری منحرف نکند.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 37
بيا که قصر امل سخت سست بنيادست ، بيار باده که بنياد عمر بر بادست غلام همت آنم که زير چرخ کبود ، ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادست چه گويمت که به ميخانه دوش مست و خراب ، سروش عالم غيبم چه مژده ها دادست که اي بلندنظر شاهباز سدره نشين ، نشيمن تو نه اين کنج محنت آبادست تو را ز کنگره عرش مي زنند صفير ، ندانمت که در اين دامگه چه افتادست نصيحتي کنمت ياد گير و در عمل آر ، که اين حديث ز پير طريقتم يادست غم جهان مخور و پند من مبر از ياد ، که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي ، که بر من و تو در اختيار نگشادست مجو درستي عهد از جهان سست نهاد ، که اين عجوز عروس هزاردامادست نشان عهد و وفا نيست در تبسم گل ، بنال بلبل بي دل که جاي فريادست
حسد چه مي بري اي سست نظم بر حافظ
،
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
تعبیر:
آرزوهای دست نیافتنی و دور و دراز تو را دچار دردسر خواهد کرد. انسانی آزاد و رها باش و خود را از قید تعلقات دنیوی رها کن زیرا نعمت و شادی دنیا زودگذر است و همیشگی نیست. در زندگی میانه رو و قانع باش تا از آن لذت ببری.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 437
اي قصه بهشت ز کويت حکايتي ، شرح جمال حور ز رويت روايتي انفاس عيسي از لب لعلت لطيفه اي ، آب خضر ز نوش لبانت کنايتي هر پاره از دل من و از غصه قصه اي ، هر سطري از خصال تو و از رحمت آيتي کي عطرساي مجلس روحانيان شدي ، گل را اگر نه بوي تو کردي رعايتي در آرزوي خاک در يار سوختيم ، ياد آور اي صبا که نکردي حمايتي اي دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت ، صد مايه داشتي و نکردي کفايتي بوي دل کباب من آفاق را گرفت ، اين آتش درون بکند هم سرايتي در آتش ار خيال رخش دست مي دهد ، ساقي بيا که نيست ز دوزخ شکايتي
داني مراد حافظ از اين درد و غصه چيست
،
از تو کرشمه اي و ز خسرو عنايتي
تعبیر:
از توانایی های خود بهتر بهره گیری کن و اعتماد به نفس داشته باش. لحظات گرانبهای عمر را بیهوده از دست نده. گمان نکن که دیگران از تو بهترند. در راه رسیدن به هدف، بیهوده از دیگران گله و شکایت نکن و به اراده و توانایی های خود تکیه کن.
فال حافظ روزانه شنبه 18 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 55
خم زلف تو دام کفر و دين است ، ز کارستان او يک شمه اين است جمالت معجز حسن است ليکن ، حديث غمزه ات سحر مبين است ز چشم شوخ تو جان کي توان برد ، که دايم با کمان اندر کمين است بر آن چشم سيه صد آفرين باد ، که در عاشق کشي سحرآفرين است عجب علميست علم هيات عشق ، که چرخ هشتمش هفتم زمين است تو پنداري که بدگو رفت و جان برد ، حسابش با کرام الکاتبين است
مشو حافظ ز کيد زلفش ايمن
،
که دل برد و کنون دربند دين است
تعبیر:
در راه رسیدن به مقصود دچار گرفتاری و مشکلات شده ای. از مکر و حیله ی دشمن در امان نباش زیرا به موقعیت تو حسادت می ورزد. با کمی درایت و توکل بر خدا می توانی به مقصود خود نائل شوی.